مشکلات صنعت نساجی در طی سال های اخیر بیشتر شده است و روزهای سختی را می گذراند. اطلاق کلمه بحران برای این روزهای صنعت نساجی فقط یک برچسب می شود و این واژه را بیشتر در ذهن ها جا می اندازد که اذهان عمومی و مدیران و مسئولین و دست اندرکاران از تلاش دست بردارند. کلا واژه بحران به طور اتوماتیک اذهان را از انجام تلاش وا می دارد.
مشکلات صنعت نساجی
مشکلات صنعت نساجی در حال حاضر گریبان این صنعت را گرفته است و از دیدگاه های مختلف می تواند قابل بررسی و طبقه بندی باشد. بسیاری از این مشکلات با اعمال مدیریت درست و اتخاذ روش های درست مدیریتی قابل رفع خواهد بود. تدابیر مدیریتی، حمایت بخش خصوصی، اختصاص بسته های کمک حمایتی همگی عواملی هستند. که می توانند مشکلات صنعت نساجی از نقطه بحران دور کنند. اساسا صنایع پایدار به خوبی و با اطمینان می توانند از هر بحرانی که برایشان پیش آید بگذرند. این تجربه های حاصله آن ها را آب دیده و روئین تن کرده است. انگار مهارت تجزیه و تحلیل درست و منطقی را باز یافته اند و به راحتی از مسائل عبور می کنند.
مدیریت یک صنعت در حالت پایدار و ثابت و با پارامترهای معین و مشخص کار شاخصی نیست. اوج هنر زمانی است که در میان امواج متلاطم که از هر سمتی به تو روانه می شود، تصمیم های درستی بگیری. در ادامه راه صنعتی شدن صاحبان صنایع و شرکت برای سودآوری بیشتر به بازار جهانی پیوسته و تسلیم محض این سیاست های دیکته شده گشتند. این سردرگمی باعث شد تولیدات داخلی کمتر حمایت شود و این رکود بسیاری برای صنعت نساجی فراهم آورد. تولیدات کشورهای همسایه با قیمت های نازل وارد بازارها شد و به گونه ای حمله ور شد و این مشکلات صنعت نساجی را تشدید کرد. امروز هم دولت بدون برنامه ریزی مدون و طرح نوین صنعتی و توسعه و بازسازی صنایع داخلی اش بر این مشکلات می افزاید.
بحران نساجی
مشکلات صنعت نساجی سالهاست ادامه دارد و این زلزله ویرانگر انگار نمی خواهد تمام شود. عمر متوسط کارخانه حداکثر سی سال است و اکثر آن ها فاقد ماشین آلات نساجی و سخت افزار و نرم افزار نوین و راه گشا مانند دستگاه ریسندگی و ماشین بافندگی مدرن هستند. آنچنان کشتی این صنعت به گل نشسته و مقاومت خود را از دست داده که همه فقط نظاره گرند و کاری نمی کنند. کارخانجات نساجی تعطیل می شوند و کارگران بیکار می گردند. بازارهای مصرف با سرعت هر چه بیشتر توسط کالاهای خارجی تسخیر می شوند و این امر به مشکلات صنعت نساجی می افزاید.
طولانی شدن زمان اجرای پروژه ها در راستای ایجاد، بازسازی و نوسازی از دیگر مشکلات صنعت نساجی هستند. این زمان تحقق پروژه ها گاه چندین سال به درازا می کشد. عمر متوسط تصمیم گیری ها تا اجرای پروژه حداقل 5 سال می باشد. اغلب طرح ها در هنگام اجرا نیازمند بازنگری و تکرار سیکل های طی شده قبلی است و این بحران صنایع را روزافزون کرده است.
بحران و ضربه پذیری صنعت نساجی ایران می تواند دسته بندی شود و این دسته بندی ها شامل موارد زیر است.
- عدم وجود مراکز تحقیقاتی صنعتی
- نظارت دایه گونه بر صنعت
- اشاعه فرهنگ مصرف محصولات خارجی
- عدم وجود نوآوری
- بهره نبردن از تکنولوژی های جدید
- عدم توجه به بازارهای خارجی
- اعمال سیاست جایگزینی واردات با صادرات





